احمد بن محمد حسينى اردكانى
357
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
واسطهء حرارت اثر مىكند . پس وجود كيفيّت در تأثير شرط است . و از اين اجتماع كيفيّت كاسره با حادثهء منكسره لازم مىآيد ، زيرا كه شرط با مشروط موجود باشد ، پس مىبايد كه دو كيفيّت صرفه با دو كيفيّت منكسره جمع شود . و از اين جواب داده است كه صورت فاعل است و كيفيّت علّت معدّه است براى فعل ، پس وجودش با حادثه منكسره لازم نيست . و اعتراضى ديگر بر مذهب حكما ، آن است كه چون آب گرم به آب سرد مخلوط گردد برودت آن را مىشكند ، و نمىتوان گفت در آب صورتى كه موجب حرارت و كاسر برودت باشد موجود است ، پس بايد كه كاسر برودت كيفيّت باشد نه صورت . و جوابش : آن است كه تسخين نمودن صورت مائيّه قسرى است ، مانند صعود جسم ثقيل كه به قسر است و حال آنكه طبيعتش مقتضى ميل به سفل است ، و پيش از اين معلوم شد كه فاعل در حركت قسرى طبيعت مقسور است به إعداد قاسر . و أنسب آراء قوم آن است كه شدّت كيفيّت هر يك از دو عنصر معدّ است كه صورت عنصر ديگر در مادّهء خودش ، نه صورت آن عنصر در مادّهاش ، إحداث كيفيّت ضعيفه نمايد . پس اين كيفيّت ضعيفهء حاصله از تأثير عنصر حامل و إعداد كيفيّت شديدهء قائمهء به عنصر ديگر ، نبايد كه با آن جمع شود ، پس لازم نمىآيد كه كاسر منكسر باشد . و معنى تشابه در كيفيّت اجزا در اجزاء مركّب ، آن است كه كيفيّت قائمه به هر جزئى از اجزاء ممتازه از آن به حقيقت يا به هويّت غير كيفيّت قائمه به جزئى ديگر باشد با تساوى [ 296 ] كيفيّات در نوع . و به عبارت ديگر كيفيّتى باشد بسيطه از جنس اوائل ملموسات متوسّط در ميان كيفيّات اربع اول ، چنان توسّطى كه نسبت به حرارت شديده برودت باشد و نسبت به برودت شديده حرارت باشد ، و قياس به يبوست رطوبت باشد ، و قياس به رطوبت يبوست باشد ، و قياس به جسم ذو المزاج به حيثيّتى باشد كه تفاوت آنچه در جزئى از اجزاء آن يافت مىشود با آنچه در اجزاء ديگر يافت مىشود بجز در موضع نباشد . « 1 » و امّا آنچه بر بقاى صور عناصر در ممتزج دلالت مىكند دو دليل است كه شيخ در شفا ذكر كرده است :
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 162 - 164 .